همه کسانی که به این وبلاگ وارد میشوند محترم هستند
این کمترین نهایت احترام را به همه دارم
چون همه دوستان خدایند
به همه عشق می ورزم
درود بر شما...
می بخشید اگر نمی توانم برای همه کامنت بگذارم
به کسی رای بدهید
که شما را
و مملکتتان را یک قدم
حتی یک قدم
به خدا نزدیکتر کنه...
ببین
با تو هستم
که به خدا سوگند برای خودت دوستت دارم
یک خواهش دارم
یک التماس
یک تمنا
خدا را نفروش
ارزان نفروش
پشیمان خواهی شد.
بنام گل سرخ
بیا تا خدای را
مثل خورشید
در
زندگی روزمره مان احساس کنیم
ای فرشته
دامنت را به پلشتی های این دنیای دون پرور که
مردانش عصا از کور می دزدند ...
آلوده نکن...
بیاد تونم....همیشه
تشکر از همه کامنتها
قصه من قصه آن پرنده ایست
که به قیمت جان خویش ...پارچه زربفت میبافت
تا شاید دلی شاد شود...
این سوختن برای اینکه ...تو خداجنت را پیدا کنی ...
خیلی شیرین است...
قربون معرفت همه تون...

خدا یک یاد تزیینی تنهای بیمقدار...نیست
خدا یک یاد جاوید است
خدا آنسوی تردید است...
خدا یک آیه سر تا به پا عرفان و توحید است
به روی برگهای زندگی ما
خدا ...جانم ...عزیزم...مهر تایید است.
خدا یک یاد جاوید است...
مثل یک آیه عشق
مثل آواز انارستانها
مثل یک کوزه آب
مثل یک کوچه پر از عشق وسلام
نام آن جان من ای دوست-خداست!!

یه کلبه کوچیکه ...
که توی اون یه آسمون بی انتهاس...
...و توی اون آسمون بی انتها...یه خورشید گرما بخشه
یخامو آب میکنه...
سبزه های رویامو سبز
و شکوفه های جونمو پرورش میده...
اون خورشید ...با این همه خوبی
به من نیازی نداره
اون نباشه من نیستم...
ولی من نباشم اون هست...
اون خورشید گرمابخش
اسمش یاد خداس!!!
| ساعت: 21:10 | توسط:زهرا | ||||
| سلام رقیم جان. دوباره به دوستات بگو برام دعا کنن | |||||
تو را فروختم ...چه ارزان
ای خداوندگار مهربان
گاه تورا ابزار رشد خودم کردم...
...و خویش را میهمان ملک عدم کردم
گاه از نام تو پلکانی ساختم تا از ان بالا بروم...
غافل از اینکه میخواهم تا کجا بروم؟؟
گاهی بنام تو کسب مال نمودم ...
گاهی بنام تو کسب جاه...
ای خدای خورشید و ماه
در گذر از این غرقه دریای گناه
سلام بر همه عاشقان خداوند...
بیایید در عصر تنهایی خدا...
آری من ...آری شما
آب به آسیاب اهریمنان نریزیم...
با یک نگاه ...یا یک کلام
آنگاه که بدون نام خداوند خوانده میشود...
هدیه می آورم...
اما وقتی فکر میکنم
میبینم همین هم از توست...
خدایا چه کنم ...
با احساس اهدا کردن
وبا نداری خویش!!!!
اگر بنده خدا شدی اینجور حرف میزنی:
بعد مردن برهنه ام سازید
پیکرم را به دشت اندازید
تا که توبیخ گورکن نکشم
منت از گور یا کفن نکشم
یغما- شاعر خشتمال نیشابوری
خدایا ...
خودت میبینی که برای روشن نگه داشتن
وبلاگی بنام تو ...
چه دربدریها که نکشیدیم...
هر روز از یک نقطه...از یک مکان
...و گاهی ...فرصت به اندازه یک جمله نوشتن...
کمکم کن..........
خدایا ...
خودت میبینی که برای روشن نگه داشتن
وبلاگی بنام تو ...
چه دربدریها که نکشیدیم...
هر روز از یک نقطه...از یک مکان
...و گاهی ...فرصت به اندازه یک جمله نوشتن...
کمکم کن..........
خدایا
یک عمر تو را به هرکس وناکسی
فروختم...
در حالیکه تو اصلا روی من معامله نکردی...
چون نیاز نداشتی!!
خدایا تو سرمایه منی!!
بشکنیم این هسته عادات را
تخته بند این همه قانون کج
بر لب ما ذکر یا عجل فرج
وارهیم این خرقه طامات را...
انطرف ابعاد تنهایی حق
اینطرف ما منتظر بهر فلق
هجرتی باید که مردابی شدیم
جلبک روییده بر آبی شدیم
خدایا...
با تو گرو کشی نمی کنم
نخواهم گفت...اگر مطابق میلم رفتار کنی...از تو اطاعت
خواهم کرد...نه....نه
از تو اطاعت میکنم چون شایسته اطاعتی
...آقایی
...لارجی
لوطی هستی...
ضایعمون نمیکنی...
جنبه داری...
...از همه بالاتر ...دهن بین نیستی!!!

این هم یک کامنت صادقانه از یک خواننده
خوب ما:
| شنبه 6 مهر1387 ساعت: 9:13 | توسط:(¯`°´¯)ستاره عاشق (¯`°´¯) | ||||
| سلام من مدتی از خدا دور شده بودم چون احساس میکردم هرچی صداش میکنم جوابمو نمیده اما یه روز که از زندگیم کاملا راضی بودم یکی اومدو گفت نمازتو بخون دوباره دیدم خدا بعد از مدتها که سکوت کرده بود جوابمو داد و تونستم بازم مثل قبل باهاش صحبت کنم خدایا خیلی دوستت دارم وبلاگ زیبایی دارید امیدوارم به تک تک ارزوهاتون برسید | |||||
مرا یک ماه مهمان خودت کردی...
نه یک ماه و نه دوماه و نه سه ماه
هزاران ماه و ساعت میهمان سفره ات بودم
...و پنهانی ...پس از خوردن ...به شیطان قول دادم
... یاورش باشم
...خدایا وای بر من...
وای...
به هر قیمت که....
میخواهد....
تمام شود!!!
زندگی جدید ما
باید که عاری باشد از عصیان
از نیرنگ
ما از امروز
مومنانه نام خدای را
آواز خواهیم داد
در حالیکه معتقدیم ...او حتما جواب خواهد داد....
خدا...خداست
...و من...من
...ومن ...بنده او
مخلوق او هستم
این"تو " و "من"...
نشانه بیگانه گی نیست...
نشانه جای خویش را شناختن است....
مخلوق او...همین قدر میدانم ...
من نباشم او هست ...
اونباشد من نیستم
بیا تا از غیر خدا روزه بگیریم...
نه یک ماه...
برای همیشه!!!!